|
بنام خدا سلام به تمامی دوستان شاعرم که برایشان دلتنگم یاس فلسفی شاعرانه من میگه زندگی در حقیقت مثل قهوه ست سیاه و تلخ و داغ اما میشه توش شیر ریخت تا روشن بشه میشه توش شکر ریخت تا شیرین بشه و میشه کمی صبر کرد تا خنک تر بشه اما بهتره با حقیقت همون جوری که هست رو برو شد راستی چرا همیشه چیزایی که حقیقت دارن تلخن ؟ یک حقیقت : پیش از این دلخوش به این بودم که می خواهی مرا آه می خواهی ولی تنها هر از گاهی مرا تو همان عاقل بمان و من همان عاشق، بس است عشق از ظنّ تو این اندیشه ی واهی مرا شاعری یک حسن دارد آن هم اینکه از جهان یک قلم کافی ست با یک کاغذ کاهی مرا کاش من هم یک برادر داشتم مثل شغاد کاش می بلعید ناغافل شبی چاهی مرا آنچه دنیا داده را بگذار تقسیمش کنیم شادیِ مقصد تو را، اندوهِ گمراهی مرا خسته و دلگیرم اما باز می گویی برو بیش از این ها خسته و دلگیر می خواهی مرا راستی: (( محمد حسین نجفی شاعر خوب و جوان گنبدی به جرگه وبلاگ نویسها پیوست )) http://shartegonah.blogfa.com + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 16:36 توسط علی اکبر اغاسیان |
|